وبلاگ‌ها، و استعفای جهانگرد

ابتدا بد نیست دو نکته مهم را از نظر بگذرانیم، نخست این که نقش، جایگاه، مواضع و تاثیر جهانگرد در عرصه فناوری اطلاعات کشورمان، نقطهای مهم و غیرقابل انکار است، و تولد طرح سراسری تکفا نیز به قدر شایسته، بر این نقش و جایگاه، تاکید کرده است. در عین حال، همواره مشی جهانگرد در این مدت، به گونهای با احتیاط (و گاه محافظهکاری) همراه بوده که غالباً امکان قضاوت تیز و صریح در باره نظراتش را مشکل ساخته است. نمونه بارز این موضوع، در مسئله فیلترینگ سایتها خود را نشان داد، که در آن، برخلاف انتظار، تقریباً هیچ سخن و موضعی از وی در این زمینه صادر نشد. ولی به هر روی قابل انکار نیست که بخشی مهمی از پیشرفت و حرکت برنامههای کلان در عرصه IT نیازمند مانورها و حرکاتی بوده که طبیعتاً از هر کسی ساخته نیست، و از آنجا که در جامعه ما، چنین حرکاتی عموماً متکی بر افراد است و نه ساختارها، جهانگرد توانسته با قابلیتهای خود، از این پیچوخم صعب عبور کند. هر چند نقد کامل وی در این مجال ممکن نیست، ولی شاید بتوان به اختصار، او را فردی «برنامهمدار» دانست که با اولویت نخست دادن به برنامههای خود، به هر طریق سعی در اجرای آنها دارد، و از اینجا، ماحصل تلاشهای وی را باید به این صورت برشمرد که «فناوری اطلاعات» از موضوعی کم اهمیت (و حتی در برخی مصادیقش به صورت محصولی قاچاق!) تبدیل به یک برنامه عمومی، و ارادهای ملی شده که اکنون با سپری شدن زمانی کوتاه (همان طور که نظر جهانگرد بود) موجب افزایش تقاضای شدید در جامعه شده است.

   نکته دوم، جایگاه جهانگرد در وزارتخانه پست و تلگراف و تلفن بود که با وجود موقعیت وی، نوعی دوگانگی کاملاً مشهود (بین جایگاه او به عنوان معاون وزیر و دبیر شورای عالی اطلاعرسانی و نماینده ویژه رییس جمهور از یک سو، و مقام اول وزارتخانه از سوی دیگر) ایجاد کرده بود، و این واقعیتی نبود که از دید صاحبنظران دور بماند، و انرژی تلف شده در این بین نیز قابل صرفنظر کردن نبود.

   به هر صورت، هر چند با توجه به عوامل گوناگونی (از جمله اختلاف آراء، سنگینی وظایف و...) و به ویژه نکته دوم پیشگفته، کناره گیری جهانگرد از وزارتخانه قابل توجیه است، ولی مطلبی که عصرارتباط به صراحت آن را ذکر کرده (و البته جسته و گریخته نیز شنیده شده است) بعد دیگری به این مسئله اضافه میکند.

   فراموش نمیکنم که در یکی از روزهای اردیبهشت امسال، و در همان زمانی که در اوج هیاهوی فیلترینگ، نخستین زمزمهها در مورد شروع کنترل وبلاگها (از طریق وضع آییننامه برایشان!) از برخی صاحبمنصبان صادر شده بود، در نمایشگاه مطبوعات، در گفتوگویی کوتاه با جهانگرد، از وی در مورد صحت و  کذب این خبر، و نیز منطقی بودن این اعمال پرسیدم. به خاطر دارم که جهانگرد، با لبخندی تلخ، بر بیاثر بودن این کار تاکید کرد؛ همچنین با یادآوری حمایت خویش از مسابقه انتخاب  وبلاگهای برتر، بر این اصل صحه گذاشت که راه درست و منطقی، به جای نفی و محدودیت، از اثبات و اقدامات مثبت میگذرد، و دستکم خودش این شیوه را میپسندد: «این نوع کارهاست که مفید و موثر است...» همین طور هم بود، یعنی حمایت شجاعانه وی از برگزاری نخستین دوره یک مسابقه اینترنتی، به قدر کافی موثر و امیدوارکننده بود، هر چند که این کار هنوز توسط مقام دیگری تکرار نشده باشد!

   به هر روی، هر چند هنوز جهانگرد در رد و اثبات این خبر، سخنی نگفته است، ولی البته آشنایان با این حوزه، همین انتظار را دارند که از یک مسئول کلان در حیطه فناوری اطلاعات، شاهد واقعبینی، و نیز عطف توجه به تجارب دیگر کشورهای جهان، و نتیجتا مخالفت با شیوههای محدود

/ 1 نظر / 12 بازدید
محمدرضا

سلام دوست عزيز. مطلب آخرت را خوندم. برام جالب بود لطفا از سايت من هم ديدن بکن. اگه دوست داري با سايت من تبادل لينک بکني لينک سايت من را توي وبلاگت بزار و از طريق لينک وارد سايت من شو. آدرس وبلاگت را برام بفرست به ياهو آيدي bazar3@ymail.com بزرگترين فروشگاه ايراني با ده ها هزار عنوان محصول متنوع www.bazar3.ir